محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

68

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

علت الحاق نجران و پيرامون آن به آبادىهاى مكه ، آن است كه فرماندارى مكه در گذشته ، تا بدانجا ادامه پيدا مىكرد و مانعى هم ندارد ؛ زيرا مأمون عباسى ، « داودبن عيسى بن موسىبن محمدبن علىبن عبداللَّه بن عباس عباسى » را در مكه و مدينه به كارگزارى گمارد و بلاد « عكّ » را به اين مناطق افزود . چه بسا همين امر در مورد كارگزاران عباسىِ مكه هم صورت گرفته باشد و بدين ترتيب آنچه به نقل از ابن‌خرداذبه در مورد آبادىهاى مكه آمده است نيز تأييد مىشود . نووى بر اين گمان بود كه دورى نجران از مكه و وجود آن در يمن ، آن را از تابعيت مكه خارج مىسازد ، حال آن كه چنين نيست ؛ زيرا صِرفِ نزديكى به مكه هم دليل آن نمىشود كه - همچون « خُلَيص » كه از « نجران » به مكه نزديك‌تر است - از توابع مكه به شمار آيد ؛ چرا كه خليص « 1 » با اينكه دو روز تا مكه فاصله دارد ، از توابع مكه به شمار نمىرود و آن چنان كه در سخن فاكهى خواهيم آورد ، مرز توابع مكه از آن سوى ، « جنابذبن صيفى » ميان « عسفان » و « مَرّ ظهران » است كه اين مكان ؛ يعنى « جنابذبن صيفى » امروزه شناخته شده نيست . علت آن كه عده‌اى ، برخى مناطق را با وجود فاصلهء بسيار از مكه ، جزء توابع آن برشمرده‌اند ، ظاهراً اين بوده كه ولايت كارگزار مكه در گذشته ، شامل آنجا بوده است و بدين ترتيب آنچه را فاكهى و ابن‌خرداذبه و ديگران در مورد توابع مكه گفته‌اند ، پذيرفته مىشود ، هر چند در مورد مناطقى چون « نجران » و « عكّ » و . . . باشد كه بسيار از آن دور بوده و در كناره‌هاى حجاز و بلاد يمن واقعند . فاكهى مطالبى را تحت عنوان « توابع و مرزهاى مكه و تعيين آن » آورده است كه آن را نقل مىكنيم : « توابع و آبادىهاى مكه بسيار است و نام‌هايى دارند كه براى رعايت اختصار كتاب ، از ذكر آنها خوددارى مىنماييم ، ولى حدّ نهايى مرزهاى آن را ياد مىكنيم : آخرين محلى كه در سمت جادهء مدينه جزء توابع مكه به شمار مىآيد ؛

--> ( 1 ) - روستايى است در جادهء مدينهء منوّره ، پس از « عسفان » كه تا به امروز نيز به همين نام شهرت دارد . صاحب معجم‌البلدان مىگويد : آنجا دژى ميان مكه و مدينه است ( نك : ج 2 ، ص 387 ) .